فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

364

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

فلك هر ساعتى رنگى نمايد * به غير از حقّ كس « 1 » ديگر نپايد ( 193 - پ ) هنگام ربيع كه صنع صانع بديع نقوش گل و رياحين بر لوح زمين كشيد و نداى فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ [ 30 / 50 ] به گوش متبصّران كارگاه ابداع رسيد . مشّاطهء ناميه ، عروس چمن را به مرواريد ژاله و ياقوت « 2 » لالهء گوش و گردن آراسته و چهرهء جهان را به زيور الوان رياحين و نرگس و ياسمين پيراسته بود ، رايات مسرّت‌انگيز از دار السّلطنهء تبريز به صوب ييلاق « 3 » روان شد « 4 » . اوّل روز يورت سعيد آباد به نزول بخت سعيد ، آباد گشت ؛ منزلى « 5 » دلگشا و هوايى روح افزا ، سطح چمنش محيط رياحين رنگارنگ و فضاى زمينش رشك چرخ اورنگ . نسيم معطر شميمش « 6 » همچو عبير سارا و آب رودش چون ماء معين گوارا . در اين همايون منزل دلنواز ، امر عالى به تجهيز محمل حجاز نافذ شد « 7 » . منادى وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ [ 22 / 27 ] به انفاذ متوجّهان بيت اللّه الحرام جهت احياى شعاير حجّة الاسلام آمر شد . روز ديگر موكب ظفر اثر در يورت كول نزول فرمود و ساحل آن درياچه را محيط بحر عمان و بسيط محيط احسان ساخت و از آن جا موكب عالىشأن متوجّه قصر او جان شد . و در سال سابق معمار همّت عالى نهمت كه اساس خانهء احسان را معمور و عمارت قصر جهان را موفور گردانيده است ، به تعمير و تجديد قصر اوجان التفات فرمود ؛ و آن قصرىست در وسط صحراى اوجان ، اساسش [ چون ] كوهى « 8 » شامخ بر افراخته و رفعت بنيانش سنگ حرمان به جانب خورنق و هرمان انداخته . گويند سلطان غازان « 9 » وقتى كه اوجان را شهر مىساخته ( 194 - ر ) بناى آن قصر رفيع را بر افراخته [ است ] . چون از مضى ادوار و تعاقب ليل و نهار دست تطاول روزگار آن بنا را مشرف بر انهدام ، بل سقف و جدار « 10 » آن را مايل به انعدام ساخته بود ، در ييلاق « 11 » سنهء اربع [ 894 ] وقت نزول در آن

--> ( 1 ) . P : كسى . ( 2 ) . F : براقوت ، K : يواقيت . ( 3 ) . K : ييلاغ . ( 4 ) . P : گشت . ( 5 ) . F : منزل . ( 6 ) . PF : شميم‌اش . ( 7 ) . P : گشت . ( 8 ) . F : گويى . ( 9 ) . F : غازيان . ( 10 ) . P : جدران . ( 11 ) . K : ييلاغ .